آلن دوباتن و کتاب‌های او

دیدگاهتان را بنویسید

ارسال دیدگاه به عنوان یک کاربر مهمان.

  1. خب شاید تکراری باشه ولی لازمه که بگم ممنون بابت تموم فعالیت هاتون ،
    صداقت فصل مشترک نوشته هاتونه . همیشه از شما یاد می گیرم استاد…

  2. وقتی داستان آخر اروین یالو م خوندم نشان از اساطیری داشت که نباید می داشت. بوی بد درد می داد.بیش از آنکه آن زن قابل ترحم باشه روانشناسش قابل ترحم بود.انگار اون روانشناس گسیختی داشت که هیچ وقت ازش بیرون نیومده و سعی داشت آروم آروم توجیه اش کنه.
    همه آدما همین طورند.

    1. منظورم توهین به روانشناسان نبود.
      امشب بدترین شب کابوسیه که دارم تجربه اش می کنم.خوابم نبرد این کتاب را خوندم مثل همه دیونه های این دنیا کتاب را فصل یکی مونده به آخر دارم می خونم. سال پیش فصل ۱ را خوندم.

    2. کدوم کتاب یالوم رو دارید میخونید؟
      توی دو تا از کتاب‌های داستانی‌ش یه درمانگری هست که به درمانجوهاش یه احساس‌هایی داره. در «وقتی نیچه گریست»، بروئر به «برتا»، در «دژخیم عشق» یک داستان خیالی درباره‌ی میل درمانگر به درمانجو داره.

    3. کتاب مامان و معنای زندگی !
      در این کتاب اسطور بیش از حد بیداد می داد ، کهن الگو های بسیار !!!
      اما برعکس نظر شما با این روشی که من کتاب می خونم شاید مقداری دیوانه وار باشه اما «مرگ مولف» در روایت شناسی را بیشتر درک می کنم، مولف دیگر بر روی من تسلط ندارد. کافیه امتحان کنید.

کانال تلگرامی «یک درمانگر»

سایدبار کناری