ad

درباره نویسنده

مهدی میناخانی

من «مهدی میناخانی» روان‌درمانگر تحلیلی هستم و در این وب‌سایت، درباره‌ی روانکاوی و چند علاقه‌ی دیگر می‌نویسم. در بخش «درباره‌ی من» اطلاعات من، از جمله راه‌های تماس را به دست خواهید آورد. شماره تلفن «09356566342» جهت تعیین وقت «حضوری» و «آنلاین» است. اگر پاسخ ندادم، پیام بگذارید، با شما تماس خواهم گرفت.

19 Comments

  1. 1

    rene

    سلام. من یک سوال داشتم اینکه خواهرم بلاخره به یک رواشناس مراجعه کرد البته با کمی سختی و البته مقداری تهدید از جانب من. اما روانشناس پس از صحبت با ایشون گفت بهتره برای رفتار درمانی پیش رواندرمان بره.ایا شما کسی را پیشنهاد میدهید. روانشناس مذکور کسی را نمی شناختن.در این حد میدونم رویکرد ها باهم متفاوته که ایشون گفت بهتره خواهر زیرنظر یک رفتار درمان باشه تا روانشناس البته در کنار روانپزشک هم باید مراجعه کرد.لطف شما بسیار !
    و اینکه این پروسه را بدون نیاز به اجبار من می تواند طی کنه؟

    پاسخ
    1. 1.1

      غلامرضا میناخانی

      سلام
      به واقع همه ی اینها رویکردهای مختلف رواندرمانی هستن، درمان رفتاری شناختی هم یک جور مدل درمانه. الان رفتار درمانی شناختی خیلی کم کار میشه، همه درمانگرهای درمان شناختی رفتاری شیفت دادن به درمان های موج سوم، از مهمترین درمانگرهای این حوزه خانم دکتر «فتی»، خانم دکتر «موتابی» و آقای دکتر «حمیدپور» هستن. که اگه بتونید از اینها وقت بگیرید که اوکیه.

      پاسخ
  2. 2

    rene

    ممنونم اما دیگه نیازی نیست من همراهیش کنم؟ یعنی اینکه این مشاوران می تونن طوری ایشان را ملزم به آمدن کنند چون آخر این ماه از این احتمالا برم از ایران و فقط به خاطر او هست که ماندم و تمام زمانم را صرف او کردم کسی نیست که همراهیش کند جز من که برادرش هستم و به نوعی از من حساب می برد. یعنی آنها می تونند ملزمش کنند با رفتاردرمانی؟
    چون هیچ رفتار مناسبی از خودش در تعاملات ندارد، به قول این روانشناس رفتار تنش زا و نابهنجار از خودش بروز می دهد. بسیار عالی است که معرفی کردید سپاس از شما.

    پاسخ
    1. 2.1

      غلامرضا میناخانی

      به طور کلی فرایند رواندرمانی یه انگیزه ی درونی لازم داره تا بیرونی، ولی در موقعیت هایی که احتمال آسیب به شخص و دیگران وجود داره، از ابزارهای بیرونی هم استفاده میشه، به هر صورت فکر می کنم قضاوت با خودتونه که ببینید که خودش این انگیزه رو میتونه داشته باشه یا نه. از طرفی اگر درمانگر خوب باشه میتونه ترغیبش کنه برای حضور در جلسات.

      پاسخ
  3. 3

    rene

    متاسفانه انگیزه درونی ندارد و کسی هم مثل من بتونه متعاقدش کنه نیست. علت اینکه از من پیروی می کنه اینکه شاهد برخی رفتارها و کارهاش بودم مثل رابطه های نامناسبی که داره یا همین مواد خوردن ترمادول . اما وقتی من نباشم و اینکه قول دادم مشکل را به کسی در میان نذارم حتی خانواده.و اینکه زیاد از حد هم نمیتونم وقت صرف ایشون کنم و کارهایم را بسیار به تعویق انداختم. باید یعنی با رواندرمان صحبت کنم که کسی نیست که موظف به ترغیبش باشند در این فکر بودم که هزینه سه ماه را پیش از موعد بدهم اما گفتم اگر نرفت چطور؟ به نظر شما رواندرمان در این موارد همراهی می کند که هر جلسه را به او یادآورشوند و پیگیر آمدنش باشند؟خواسته نامعقولیه که بگم بیان منزل ما برای رواندرمانی ؟چون به ادامه درمانش ناامیدم همینطور مصرف دارو های روانپزشک.
    از همفکری شما دوست عزیز بسیار خرسندم.

    پاسخ
    1. 3.1

      غلامرضا میناخانی

      عموماً رواندرمانگرها هوم ویزیت نمیکنن، در برخی رویکردها که اصلاً این فرایند وجود نداره، یعنی به واقع می‌تونم بگم که هوم ویزیت اصلاً نداریم، چون با برخی تئوری‌های رواندرمانی تناقض داره، بنابراین فکر نمیکنم هیچ درمانگری قبول کنه که بیاد خونه، مگر اینکه از مدلهای دیگه‌ی حمایتی استفاده کنید، مثل روانپزشکی یا مددکاری. اما در مورد پیگیری هم برخی مراکز این کار رو میکنن، یعنی بیشترشون اطلاع میدن، درمان به درمان فرق میکنه، مثلاً در مدلی که من درمان میکنم، اصولاً پیگیری نمی‌شه و خودِ فرد باید زمان‌ش رو به خاطر بسپاره و پیگیر بیاد. اما در بسیاری از رویکردهای دیگه ی درمانی پیگیری میشن، حتی در درمانی مثل دی بی تی، تماس تلفنی هم وجود داره.

      پاسخ
  4. 4

    rene

    با این شرایط فکر نمی کنم رواندرمانی حاضر به همکاری باشه با ایشون و من . درسته؟

    پاسخ
    1. 4.1

      غلامرضا میناخانی

      باید باهاش صحبت کنید ببینید چی میگه، ولی با اون شرایطی که شما گفتین احتمالاً نه، توضیح نوشتم براش.

      پاسخ
      1. 4.1.1

        rene

        امروز عصر به این علت به دو مرکز مراجعه کردم اما خب از قبل جواب را بش آگاه البته چون وقت نگرفته بودم صحبت سرپایی دو دقیقه و شنیدن جواب خیر. حالا با این شرایط که هست چنین فردی میشه بستری کرد اما شرایط ایشون فکر نکنم چنین حاد باشه روانپزشکی که بش مراجعه می کنیم از ایشون پرسیدم میگن شرایط به حدی نیست اگر هم بستری بشه ممکنه بیشتر سعی کنه فرار کنه و شرایط بدتر از حال. بعلاوه من بش قول دادم به خانواده نگم. دوست ندارم ناراحتش کنم نسبت بهش بی توجه بودیم که اینطوری شده اما نمیخام قول را زیر پا بذارم. از اون طرف اگ بخام به شرایط اون خودم را وفق بدم باید مدتهای زیادی در اینجا باشم که امکانش نیست.بنظر شما چه راهی هست؟با خودش صحبت کردم بش گفتم قول دادی که بری و داروهاتو مصرف کنی اما می دونم که نمیره . سن کمی نداره که بتونم زیاد بش اصرار کنم یعنی خودم درست نمی دونم.بسیار از همراهی امروزتون ممنونم.امیدوارم درست بشه قبل از عید با خیال راحت برم.

        پاسخ
        1. 4.1.1.1

          غلامرضا میناخانی

          من فکر میکنم که تو داری تلاشت رو میکنی، و امیدوارم موفق باشی، ولی اگه نشد دیگه مسئولش تو نیستی، احتمالاً باید یه جایی اجازه بدیم آدمها خودشون در مورد زندگی شون تصمیم بگیرن.

  5. 5

    mina

    آفرین به کاترین ….
    آفرین به تمام کسانی که قانون شکنی میکنند ،…
    راستش من به تمام کسانی که قوانین رو در جهت تمایلاتشون ( البته مثبت و سازنده) میشکنند غبطه میخورم و براشون احترام قائلم ….
    و خودم ….
    …..
    ……
    ……
    ……
    …..
    ……
    ……
    تحلیلش با شما.

    پاسخ
    1. 5.1

      غلامرضا میناخانی

      اگه این کار رو میکنی که تحلیل نداره (هرچند بسته به بافت تحلیل هم داره) ولی اگه این کار رو نمیکنی و صرفاً غبطه میخوری تحلیل اش احتمالاً زندگی نزیسته ی خودته دیگه.

      پاسخ
  6. 6

    rene

    بله درسته من تلاشم را کردم اما وقتی کسی مثل خانواده درگیر باشد اینکه براحتی کنارش بذارم -هرچند احساس وظیفه زیاد در روانشناسی در نظر گرفته بشود-اما گاهی واقعیت با علم جور در نمی اد مثل امروز سوالی که شاگردم از من پرسیدم و تابحال در ذهنم اینطور بش فکر نکرده بودم. بله دارم می گردم به دنبال یک جای مناسب برای اینکه بتونم بش کمک کنم. امیدوارم بتونم بین زندگی ام و ایشون هر دو را انتخاب کنم نه یکی رو.

    پاسخ
  7. 7

    مسافر

    سلام:
    آخیش!
    بلاخره تقریبا تمام مطالب رو از آخر به اول خوندم…
    عالی بود…
    حقیقتش دلم برای خودتون و وبتون و مطالبش حسابی تنگ شده بود …
    متاسفانه اصلا شرایط روحی و همچنین زمانی برای مطالعه نداشتم البته تو صفحه یاهو میل در جریان پستها قرار میگرفتم ولی حس خوبی داره مطالبتون رو تو صفحه خودتون خوندن…عیدتون مبارک و سالی بسیار پربار و پر از شادمانی و سرور رو پیش رو داشته باشید…

    پاسخ
    1. 7.1

      غلامرضا میناخانی

      دیگه چه چیزی میتونه بهتر از این «حس» رو به من منتقل کنه که آدمهایی هستن که میان اینجا رو میخونن، از اول تا آخر، ممنونم از این حس خوبی که به من دادید 🙂

      پاسخ
  8. 8

    مسافر

    آقای میناخانی دوست دارم مطالبی رو در مورد مرگ عزیزان و مشکلاتی عاطفی عمیقی که برای افراد به وجود می اورد و همچنین چگونگی کنار اومدن با این فقدان رو بنویسید …این چگونه کنار اومدنش خیلی برام سواله..
    هر کدوم از اعضای خانواده من با فقدان مادرم یک جور برخورد دارن و من هم همینطور نمی دونم کدوم درسته و کدوم نادرست…
    مطالبتون خیلی برام قابل درک و قابل استفاده است دوست دارم تو این زمینه از پستهاتون استفاده کاربردی کنم…
    و مرحله انکار تو قضیه مرگ عزیزان دقیقن به چه معناست؟؟؟
    خیلی متشکر…

    پاسخ
    1. 8.1

      غلامرضا میناخانی

      یه چندتا کتاب هست که درباره ی مرگ خوب نوشتن، مثلاً یه کتابی هست به اسم «پایان راه» نوشته ی «الیزابت کوبلر-راس» که خیلی خوب به این مراحل پرداخته و یکی از کتاب های کلاسیک در این حوزه است، شاید این کتاب خیلی بهتر بتونه کمکتون کنه.

      پاسخ
  9. 9

    مسافر

    سلام ممنون

    پاسخ
  10. 10

    مهدی

    سلام
    بجای ویژن بهتر نبود کلمه ای مثل دیدگاه یا نقطه نظر یا طرز نگاه نوشته بشه؟
    یه سوال (مهم برای من) میشه به رواندرمانگر یا روانشناس یا روانپزشک یا مشاور مراجعه کرد ولی اسم و رسم واقعی رو نگفت؟ یعنی همه چیز بجز اسم واقعیت رو ؟(من از مراجعه به این افراد واقعا میترسم.چرا؟؟؟)
    امروز تقریبا اکثر مطالب سایتتون رو خوندم(همه اونهایی که به نظرم جالب بودن(۵۰درصد کل نوشته هارو)) کاش وقت داشتم و میتونستم برنامه ریزی کنم کم کم بخونم. نشد دیگه. به هرحال ممنون از مطالب خوبتون.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی مطالب این وب‌سایت متعلق به نویسنده‌ی آن است. کپی‌برداری از مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.