ad

درباره نویسنده

مهدی میناخانی

من «مهدی میناخانی» روان‌درمانگر تحلیلی هستم و در این وب‌سایت، درباره‌ی روانکاوی و چند علاقه‌ی دیگر می‌نویسم. در بخش «درباره‌ی من» اطلاعات من، از جمله راه‌های تماس را به دست خواهید آورد. شماره تلفن «09356566342» جهت تعیین وقت «حضوری» و «آنلاین» است. اگر پاسخ ندادم، پیام بگذارید، با شما تماس خواهم گرفت.

16 Comments

  1. 1

    آلما

    نوشته خوبی بود ممنون
    یه چیزی که من زیاد خوندم اینور اونور و شنیدم اینه که اصلا تو ایران ما روانکاو به اون معنای اصیل خیلی احگشت شمار داریم ونمیدونم این چقدر درسته. هرچند برای من چندان مهم نیست چون با مراجعه به کسانی که خودشونو روانکاو نامیدن نتیجه خوب گرفتم.
    یه سوالی دارم ازتون. به نظرتون گاهی آیا لازم میشه روانکاو رو عوض کنیم؟ من چند بار به فکرش افتادم چون فکر میکردم دیگه جلساتمون بازده نداره و البته این موضوع رو با روانکاوم در میون گذاشتم که نتیجه خاصی نداشت.

    پاسخ
    1. 1.1

      مهدی میناخانی

      ممنونم
      طبق تعریفی که از روانکاوی در جامعه جهانی روانکاوی رایجه، یعنی فردی که در یک انستیتوی مشخص دوره دیده باشه، به طور مشخص تعداد ساعت مشخصی درمان گرفته باشه (به فرمت روانکاوی یعنی ۴ الی ۵ جلسه در هفته)، تعداد ساعت مشخصی سوپرویژن گروهی و فردی گرفته باشه، بله تعداد کمی روانکاو با این تعریف داریم. ولی درمانگر تحلیلی بیشتره. درمانگران تحلیلی هم دوره‌های آموزشی مشخص رو می‌گذرونن، ساعات زیادی (شاید چندین سال) درمان شخصی می‌گیرن، سالها سوپرویژن می‌گیرن (شاید همیشه)، ولی تعداد جلساتی که در هفته برگزار می‌کنن لزوماً ۴ یا ۵ جلسه نیست، هرچند ممکنه بسته به موقعیت تعداد جلسات از یک جلسه افزایش پیدا کنه.
      در مورد تغییر روانکاو، باید با درمانگرتون صحبت کنید تا بررسی بشه. عموماً چنین مسائلی با گفتگو حل و فصل می‌شن، ولی خب در نهایت وحی منزل که نیست حتماً با یک درمانگر کار کنید. ما در تاریخ روانکاوی افرادی رو داشتیم (که خودش روانکاو مشهوریه) که بعد از ۱۰ سال کار با یکی از نامدارترین روانکاوان زمان خودش (فیربرن)، روانکاوش رو عوض می‌کنه و با درمانگر دیگه‌ای (وینی‌کات) شروع می‌کنه.

      پاسخ
  2. 2

    یک من .....

    در مورد این جمله توضیح بدین من متوجه نمی شم منظورتون چیه؟
    مصطلح است که درمان در روانکاوی زمانی آغاز می‌شود که درمانگر به یک «نیو آبجکت» تبدیل شود و زمانی به پایان می‌رسد که درمانگر تبدیل به یک «اولد آبجکت» شود.

    پاسخ
    1. 2.1

      مهدی میناخانی

      اگر فرض کنیم که آبجکت‌های مهم در یک نفر مثلاً مادر و پدرش است، تبدیل شدن درمانگر به یک «آبجکت تازه» به این معنی است که در حین ارتباط با درمانگر، تجربیاتی را کسب می‌کند که «اولیه» هستند، و متفاوت با طرحواره‌ای است که با آبجکت‌های مهم‌اش داشته است. و زمانی که این شکل جدید از ارتباط، درونی شده و بخشی از آنالیزان را تشکیل داد، درمان کم کم به پایان می‌رسد، یعنی خود درمانگر تبدیل به یک آبجکت قدیمی می‌شود.

      پاسخ
      1. 2.1.1

        یک من .....

        چه جالب ممنون از توضیحتون
        ولی فکر کنم خیلی این فرایند درونی شدن نوع جدید ارتباط طولانی باشه
        حداقل در مورد من به نظرم اینجوریه خداکنه دوام بیارم

        پاسخ
        1. 2.1.1.1

          مهدی میناخانی

          خواهش می‌کنم
          بله طولانی است، به واسطه‌ی اینکه تا مدتی آنالیزان مقاومت دارد نسبت به مدلی که از پیش داشته و تغییر دادن آن، بعد از آن تازه بایستی یک شکل تازه از «بودن» مورد مشاهده قرار گیرد و پس از آن این شکل جدید تبدیل به بخشی از فرد شود، و طبعاً این فرایند طولانی است.

  3. 3

    نسرین

    سلام. من هشت ماهه که دارم می رم روان درمانی تحلیلی. ولی جلسه به جلسه داره حالم بدتر می شه. افسردگی سه سال پیشم دوباره عود کرده. ازدرمانگرم خیلی بدم میاد. یک دفعه اتفاقاتی افتاد که حس کردم ازش متنفرم. می خوام درمانگرم رو عوض کنم ولی می ترسم اگر با یکی دیگه شروع کنم این هشت ماه ضایع بشه. علاوه بر این موضوع تعداد درمانگران تحلیلی هم خیلی زیاد نیست و حق انتخاب کمتر.

    پاسخ
    1. 3.1

      مهدی میناخانی

      سلام
      این یک اتفاق طبیعی در فرایند درمان تحلیلیه، حتا این حس نفرت هم می‌تونه طبیعی باشه. بهتره تمام اینها رو با درمانگرتون در میون بگذارید، از قضا درست همین موقع بهترین وقت درمانتونه، این نشون می‌ده که درمانتون داره پیش می‌ره.

      پاسخ
  4. 4

    نسرین

    شرمنده وقتتون رو می گیرم. ولی یه سوال دیگه هم داشتم که ممنون می شم اگر جوابش رو بدونم. الان خوندم که در جواب کامنتی نوشته بودید سالها سوپرویژن می گیرند. این یعنی دقیقا چه جوری سوپرویژن می گیرند؟

    پاسخ
    1. 4.1

      مهدی میناخانی

      یعنی درمانگرها همیشه یک همکاری دارن که ازش راهنمایی می‌گیرن، برای اینکه درمانگر در یک تعامل دو نفره با درمانجوست و برخی چیزها رو ممکنه متوجه نشه از این تعامل دو نفره، فردی که از بیرون به این تعامل نگاه می‌کنه می‌تونه چیزهایی رو متوجه بشه که از دسترس درمانگر خارجه، برای همین تمام درمانگرهای تحلیلی سوپروایزر دارن.

      پاسخ
  5. 5

    نسرین

    سلام مجدد
    با تشکر و سپاس فراوان از پاسخ گویی دقیقتون
    ولی من با اجازتون دو تا سوال دیگه داشتم(ببخشید خیلی مزاحم می شم. بعد از این سعی می کنم خیلی مزاحمتون نشم.)
    یکی این که اگر دیگه با این درمانگر به هر دلیلی نتونم ادامه بدم کاملا زحمات هشت ماهه از بین می ره و باید با یکی دیگه «از اول» شروع کنم؟
    و این که آیا ضبط کردن صدای جلسات طبیعیه؟
    بازم ممنون

    پاسخ
  6. بازخورد: چرا روانکاوی طولانی مدت است؟ یا چرا باید این همه زمان صرف روانکاوی کرد؟

  7. بازخورد: در اتاق روانکاوی چه می‌گذرد؟

  8. بازخورد: چرا ما عاشق یکی می‌شویم و از دیگری متنفر؟

  9. بازخورد: نفس کشیدن با توتم‌ها، یا زخم‌های بر جا مانده از مالاریا (نقد روانکاوانه‌ی فیلم مالاریا)

  10. بازخورد: روانکاوی و عشق- در باب وفاداری و خیانت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی مطالب این وب‌سایت متعلق به نویسنده‌ی آن است. کپی‌برداری از مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.