سخن عاشق

دیدگاهتان را بنویسید

ارسال دیدگاه به عنوان یک کاربر مهمان.

  1. چند سالی هست که فکر می کنم این که عشق و رابطه و این مسائل است! آیا آن عشق خواهد توانست روزی که تو تسلیم مرگی بمیرد! گاهی باید ظنین بود گاهی باید شکاک بود، باید روح مهربان را پلید کرد، گاهی باید شک کرد پیش از اینکه انکه ……………

    1. برای آنکه تابوی شب بیدار بودن و شاید شک بر این من یک اژدها باشم از بین برود ساعت ۱:۱۱ ظهر پیام می ذارم.:)
      نگرش سرسختانه ایی نیست اتفاقا منطقی است ؟ شما تا چه زمانی حاضرید کسی که دوست دارید را تحمل کنید؟؟شاید سوال جالبی نباشه اما او چقدر تحمل آن را دارد؟
      گاهی باید بهتر است کسی نزدیک عشق در قلبتان نشوددرد کمتری دارد!
      وقتی برف تو کوه می آد صدای آرامشش را اگ کوهنورد باشی به هیچی نمیدی چون اگ روی چاله یخی یا دامنه باشی ی صدا میشه بهمن و تو رو باخودش فرو می بره!عشق هم گاهی اینطوریه !

    2. من خیلی اینطوری صفر و یکی به ماجرا نگاه نمی‌کنم، فکر نمی‌کنم هیچ کدام از اینها به این شکل باشد، و اصولاً هم دوست داشتن، تحمل کردن نیست.
      درود بر شما که همت کرده وقت ظهر کامنت گذاشتید 🙂

    3. اگر این طور نباشه خب پس چطور هست؟ بله دیگه کودک ایرانی با استعداد:)

    4. البته دوباره عروج کردم به همون شب بیداری !! آقا اصن مگه میشه من یک شب زود بخوابم بعد از اونور ساعت ۱ ظهر بلند شم. مثل یک مخلوق زحمت کش شب بیدار و از آن طرف با خروس محله که دیگه وجود خارجی نداره و ساعت جای آن نقش بازی می کنه ساعت ۵ بیدار ! ای بابا .باید در مورد فلسفه زندگیم تغییر دیدگاه بدم.

    1. البته وقتی پست رو تو تلگ به اشتراک گذاشتم صدای همه دراومد متن سنگین نزارید مجبور شدم ساده تر توصیفش کنم:-D

    2. باید ببینیم که چه گروه تلگرامی بوده. اگر گروه از آدم‌های معمولی بوده که سطح سواد آنچنانی ندارند که خب یه چیز طبیعیه، منتها اگر گروهی متشکل از آدم‌های تحصیل کرده بوده، احتمالاً باید تاسف بخوریم که به این متن گفتن «سنگین».

  2. میگم کامنت ظاهرا درس شد!!!! نمیدونم شایدم سرعت عمل من بالا رفته
    آقای میناخانییییییییییی من شکلک میخام! یه خجالتی نیشخندی گلی چیزی!

  3. درودبرشما.
    سلام علیکم، اینجاچقدر قشنگ شده.فضاداره پیچیده ترمیشه و خیلی شیک.ماکه استقبال می کنیم.زنده باشید.

سایدبار کناری