ad

درباره نویسنده

مهدی میناخانی

من «مهدی میناخانی» روان‌درمانگر تحلیلی هستم و در این وب‌سایت، درباره‌ی روانکاوی و چند علاقه‌ی دیگر می‌نویسم. در بخش «درباره‌ی من» اطلاعات من، از جمله راه‌های تماس را به دست خواهید آورد. شماره تلفن «09356566342» جهت تعیین وقت «حضوری» و «آنلاین» است. اگر پاسخ ندادم، پیام بگذارید، با شما تماس خواهم گرفت.

4 Comments

  1. 1

    دختر اردیبهشت

    سلام ببخشید می خواستم بپرسم چطوری می شد روانکاو شد ؟
    در چه رشته ای باید تحصیل کرد ؟
    و تا چه مقطعی باید درس خواند ؟
    ممنون می شوم که جواب بدهید

    پاسخ
    1. 1.1

      مهدی میناخانی

      سلام
      در ایران شما باید در یکی از رشته‌های سلامت روان اعم از روانپزشکی، روانشناسی و مشاوره تحصیل کرده باشید، ولی در برخی کشورها محدودیتی برای تحصیلات وجود ندارد. برای داشتن مجوز اشتغال در ایران، شما باید حداقل دو مقطع در یکی از رشته‌های سلامت روان تحصیل کرده باشید، برای مثال کارشناسی و کارشناسی ارشد روانشناسی، یا کارشناسی ارشد و دکترای روانشناسی. ضمن اینکه انستیتوی مشخصی برای آموزش روانکاوی در ایران نیست (غیر از انستیتوی روانکاوی تهران که آن هم با رویکرد مشخصی کار می‌کنند و لزوماً به معنای انستیتوی روانکاوی به معنایی که در کشورهای دیگر وجود دارد نیست)، در بیشتر اوقات روانکاوها در گروه‌های تخصصی خارج از دانشگاه به تحصیل روانکاوی آموزش می‌ببینند، تحلیل می‌شوند و سوپرویژن می‌گیرند.

      پاسخ
  2. 2

    مریم

    تازه یه چیزایی هم جا موند…. مثل اینکه خیلی ها مثل من.. در یادگیری موسیقی کنجکاو میشن ولی پشتکار ادامه دادنش رو ندارن….
    یا مثلا درد یادگیری اولیه ، پینه بستن دستت اگر ساز زهی باشه، صدای قیژ و قوژ اولیه که اصلا خوش آهنگ نیست…..
    نیویورک تایمز هم… یه جورایی خیلی قانون مورفی وار گفته!
    بلکه ما فقط با آنهایی ملاقات می‌کنیم که از قبل در ناخودآگاه ما حضور داشته‌اند….. تو واقعا به این اعتقاد داری؟ میدونی چرا میپرسم… چون خودم به شخصه آدمهایی که دوست داشتم اگرچه از بعضی زوایا خیلی شبیه به هم بودن ولی به صورت کلی واقعا آدمهای متفاوتی از هم رو دوست داشتم….. و آیا این همه در ناخوداگاه من بودن….
    و اگر ناخوداگاه در حال تغییر و جذب افراد مختلفی هست… پس سیستمی مثل تجسم خلاق برای فرد دلخواه رو قبول داری و جواب میده….؟
    و یه چیز که خودم کشف کردم اینه که مهم نیست معیارهات چیه… یه زمانی اینو فهمیدم که اگر ادمی با همه معیارهام پیدا بشه ازدواج میکنم… وقتی پیدا شد.. دیدم خیلی خیلی کسل کننده است برام…. اصلا نمیتونستم…. با اینکه همه ویژگیهایی و معیارهایی که میخواستم داشت… تو رابطه با آدمها بیشتر به این توصیف رسیدم، خیلی بیشتر از هر معیاری مهم رویکردو تعامل با ادمهاست…. با کی بیشتر احساس راحتی و خودت بودن داری…. با کی راحتتر میتونی حرفت رو؛ مخالفتت رو، تاییدت رو ، تشویقت رو و اعتمادت رو بگی… و اون ادم بی ظرفیت نباشه و با هر مخالفت فکر کنه قصد کوبودنش رو داری یا با هر تشویقی خودش رو بالاتر از تو ببینه… خیلی خوبه که بتونیم از دریچه انسانی با یه آدم زندگی کنیم….و تو رابطه ات احساس اعتماد و امنیت و محبت داشته باشی…

    پاسخ
    1. 2.1

      مهدی میناخانی

      سازوکار ضمیر ناآگاه انسان خیلی متفاوت با سازوکار آگاهانه‌ست. چیزی که زیگموند فروید در مورد انتخاب می‌گه کاملاً منطبق با سازوکار ضمیر ناآگاهه. روان همیشه از یک‌سری مکانیزم‌ها استفاده می‌کنه تا مسائل رو بررسی یا روی مسائل کنش انجام بده، این مکانیزم‌ها لزوماً اون‌جوری نیستن که ما در آگاهی تجربه می‌کنیم. برای مثال دیدن مادری که عاشقانه در حال مراقبت از نوزادشه، احتمالاً این حس رو به ما منتقل کنه که ما با یک مادر مسئولیت‌پذیر روبرو هستیم، ولی ممکنه اگر روان اون مادر مورد واکاوی قرار بدیم متوجه بشیم که از قضا او به شدت از بچه‌ش متنفره، چون موجب شده کارش رو از دست بده یا مجبوره به خاطر این بچه با همسرش ادامه بده در حالی که قصد داشت جدا بشه، ولی پذیرفتن اینکه یک مادر از بچه‌ش متنفر باشه انقدر سخته که روان چاره‌ای نداره جز اینکه واکنش وارونه نشون بده. منظور اینکه سازوکار روان خیلی متفاوت با اون چیزیه که ما در آگاهی تجربه می‌کنیم. این جمله‌ی فروید که ما با افرادی ارتباط برقرار می‌کنیم که از قبل در ناآگاه ما حضور دارند به نظر من هم درسته، مثلاً فردی که مادری به شدت انتقادگر و سرزنش کننده داشته، محتمل با فردی ازدواج خواهد کرد که آن نقش مادر رو یک‌جوری ادامه بده، حالا یا همسرش انتقادگر یا سرزنش‌گر باشه، یا اینکه خودش با مادر همانندسازی و همسری انتخاب کنه که بتونه اینطور سرزنشش کنه. بنابراین ما با آدم‌هایی ارتباط برقرار می‌کنیم که از قبل در روان ما انتخاب شدن، ما فقط نمود بیرونیِ این انتخاب‌ها رو پیدا می‌کنیم.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی مطالب این وب‌سایت متعلق به نویسنده‌ی آن است. کپی‌برداری از مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.