افسردگی در روانکاوی

دیدگاهتان را بنویسید

ارسال دیدگاه به عنوان یک کاربر مهمان.

  1. خب اینطور که پیداست من هم از دید روانپزشک ها هم روانشناس ها هم روانکاوها افسرده ام ………(او خود براین باور است که بسیار افسرده است:)))))))

  2. سلام . آقای میناخانی ممنون بخاطر نوشته های بدرد بخورتون ، مدتیه در حال خوندن مطالب شما هستم .
    یک سوال داشتم بعد از مرحله بینش و آگاهی از تعارضات و مقاومتها و بعد از تحمل اینهمه درد و ناراحتی ، مرحله پذیرش و تجارب جدید چطور اتفاق میفتد ؟ منظورم این هست صرف آگاه شدن از علت مشکلات ، نمیتونه باعث تغییر بشود ، مرحله بعدی چطور اتفاق میفتد ؟ تفاوتش با سازوکارهای تدافعی در چی هست ؟ ممنون اگر توضیحاتی بدهید.

سایدبار کناری